aufbegehren
شورش کردن، مقاومت کردن، اعتراض کردن
Bedeutungen
1
gegen + Akkusativ (etwas / jemanden)
مقاومت کردن، اعتراض کردن و سر به شورش برداشتن علیه یک قدرت، قانون یا وضعیت نامطلوب.
- Das Volk begann gegen die Unterdrückung aufzubegehren.مردم شروع به شورش علیه ظلم کردند.
- Sie weigerte sich, die ungerechte Behandlung hinzunehmen und begehrte auf.او از پذیرش رفتار ناعادلانه امتناع کرد و اعتراض نمود.