begeistert
مشتاق، هیجانزده، شیفته
Beispiele
- Musiker aus der halben Welt trafen auf ein ''begeistertes'' Publikum.نوازندگانی از نیمی از جهان با مخاطبانی مشتاق روبرو شدند.
Bedeutungen
1
von + Dativ
با شور و شوق، مشتاقانه (در مورد چیزی)
- Sie erzählte begeistert von ihrer Reise.او با اشتیاق از سفرش تعریف کرد.
- Er ist von dem neuen Projekt begeistert.او از پروژه جدید هیجانزده است.