begeistern

Aussprache: /bəˈɡaɪ̯stɐn/
Wortzerlegung: be·geis·tern
فعل

به وجد آوردن، مشتاق کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

شوق و هیجان زیادی را در کسی ایجاد کردن

  • Das Konzert hat das Publikum begeistert.این کنسرت تماشاگران را به وجد آورد.
  • Sein Vortrag konnte niemanden begeistern.سخنرانی او نتوانست کسی را مشتاق کند.
2 sich (Akkusativ) + für + Akkusativ

خود را با اشتیاق وقف چیزی کردن یا به آن علاقه شدید نشان دادن (انعکاسی)

  • Er begeistert sich sehr für fremde Kulturen.او اشتیاق زیادی به فرهنگ‌های بیگانه نشان می‌دهد.
  • Ich kann mich für diesen Sport nicht begeistern.من نمی‌توانم نسبت به این ورزش علاقه‌مند (هیجان‌زده) شوم.