begießen
آب دادن، جشن گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ریختن آب یا مایعات دیگر روی چیزی (مثل گل و گیاه)
- Hast du die Blumen schon begossen?آیا به گلها آب دادهای؟
- Der Braten muss regelmäßig mit Soße begossen werden.گوشت کبابشده باید مرتباً با سس آغشته شود (سس رویش ریخته شود).
2
Akkusativ
یک موفقیت یا اتفاق خوب را با نوشیدن الکل جشن گرفتن (اصطلاح عامیانه)
- Wir müssen das bestandene Examen ordentlich begießen.ما باید قبولی در امتحان را حسابی با نوشیدنی جشن بگیریم.
- Diesen Erfolg haben wir gestern Abend begossen.ما دیشب این موفقیت را جشن گرفتیم.