begießen
آب دادن, ریختن مایعات, جشن گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas begießen)
ریختن آب یا مایعات دیگر روی چیزی (مثل گل و گیاه، کیک).
- Bitte begießen Sie die Blumen regelmäßig.لطفاً گلها را مرتب آب بدهید.
- Sie begoss den Kuchen mit Schokoladensauce.او کیک را با سس شکلات پوشاند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas begießen)
یک موفقیت یا اتفاق خوب را با نوشیدن الکل جشن گرفتن (اصطلاح عامیانه).
- Nach dem Sieg begossen die Spieler ihren Erfolg.بازیکنان پس از پیروزی، موفقیت خود را جشن گرفتند.
- Wir müssen diesen Erfolg noch begießen!ما باید این موفقیت را جشن بگیریم!