begehen
مرتکب شدن، روی چیزی راه رفتن/بازرسی کردن، جشن گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
انجام دادن یا مرتکب شدن یک عمل منفی، اشتباه، جرم یا خطای فاحش
- Er hat einen schweren Fehler begangen.او مرتکب یک اشتباه فاحش شد.
- Sie wurde beschuldigt, einen Straftat begangen zu haben.او متهم شد که مرتکب جرم شده است.
2
Akkusativ
در یک مسیر، خیابان یا منطقه قدم زدن و پیمودن (به ویژه جهت بازرسی یا ارزیابی)
- Wir haben den neuen Wanderweg begangen.ما در مسیر جدید پیادهروی قدم زدیم.
- Die Baustelle wurde von den Experten begangen.محل کارگاه توسط کارشناسان مورد بازرسی و پیمایش قرار گرفت.
3
Akkusativ
جشن گرفتن یا گرامی داشتن یک روز، سالگرد یا مناسبت خاص به صورت رسمی
- Sie begehen heute ihren 50. Hochzeitstag.آنها امروز پنجاهمین سالگرد ازدواج خود را جشن میگیرند.
- Der Feiertag wird im ganzen Land feierlich begangen.روز تعطیل در سراسر کشور با مراسم رسمی برگزار میشود.