begehen

Aussprache: /bəˈɡeːən/
Wortzerlegung: be·ge·hen
فعل

مرتکب شدن، روی چیزی راه رفتن/بازرسی کردن، جشن گرفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

انجام دادن یا مرتکب شدن یک عمل منفی، اشتباه، جرم یا خطای فاحش

  • Er hat einen schweren Fehler begangen.او مرتکب یک اشتباه فاحش شد.
  • Sie wurde beschuldigt, einen Straftat begangen zu haben.او متهم شد که مرتکب جرم شده است.
2 Akkusativ

در یک مسیر، خیابان یا منطقه قدم زدن و پیمودن (به ویژه جهت بازرسی یا ارزیابی)

  • Wir haben den neuen Wanderweg begangen.ما در مسیر جدید پیاده‌روی قدم زدیم.
  • Die Baustelle wurde von den Experten begangen.محل کارگاه توسط کارشناسان مورد بازرسی و پیمایش قرار گرفت.
3 Akkusativ

جشن گرفتن یا گرامی داشتن یک روز، سالگرد یا مناسبت خاص به صورت رسمی

  • Sie begehen heute ihren 50. Hochzeitstag.آن‌ها امروز پنجاهمین سالگرد ازدواج خود را جشن می‌گیرند.
  • Der Feiertag wird im ganzen Land feierlich begangen.روز تعطیل در سراسر کشور با مراسم رسمی برگزار می‌شود.