beginnen Aussprache:/bəˈɡɪnən/Wortzerlegung:be·gin·nen فعل آغاز کردن، شروع کردن معانی و تعاریف beginnen:کاری را آغاز کردن یا باعث شروع چیزی شدن.کاری را با استفاده از چیزی یا با انجام مرحلهای خاص آغاز کردن. جملات نمونه برای beginnen:„Seine Fliegerlaufbahn ''begann'' er mit 14 Jahren in einem Segelflugzeug, mit 18 hatte er die Lizenz als Motorflieger.“«او دوران پرواز خود را در ۱۴ سالگی با یک هواپیمای گلایدر آغاز کرد و در ۱۸ سالگی گواهینامه خلبانی موتور را داشت.»Der Unterricht beginnt um 8 Uhr.کلاس ساعت ۸ شروع میشود.Sie begann ein neues Buch zu lesen.او شروع به خواندن یک کتاب جدید کرد.