beglaubigen

Aussprache: /bəˈɡlaʊ̯bɪɡn̩/
Wortzerlegung: be·glau·bi·gen
فعل

رسماً تأیید کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

صحت یا اصالت یک سند یا امضا را به صورت رسمی و قانونی تأیید کردن

  • Der Notar muss die Unterschrift beglaubigen.دفترخانه اسناد رسمی باید امضا را تأیید کند.
  • Ich brauche eine beglaubigte Kopie meines Zeugnisses.من به یک کپی برابر اصل (تأییدشده) از کارنامه‌ام نیاز دارم.