beglaubigen
رسماً تأیید کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
صحت یا اصالت یک سند یا امضا را به صورت رسمی و قانونی تأیید کردن
- Der Notar muss die Unterschrift beglaubigen.دفترخانه اسناد رسمی باید امضا را تأیید کند.
- Ich brauche eine beglaubigte Kopie meines Zeugnisses.من به یک کپی برابر اصل (تأییدشده) از کارنامهام نیاز دارم.