فعل
تسویه کردن، پرداخت کردن (بدهی، صورتحساب)
معانی و تعاریف begleichen:
- یک بدهی، صورتحساب یا حساب را پرداخت و تسویه کردن
جملات نمونه برای begleichen:
Ich möchte meine Schulden möglichst bald ''begleichen.''
میخواهم بدهیهایم را در اسرع وقت تسویه کنم.
''Begleichen'' Sie bitte die Forderung bis Monatsende.
لطفاً صورتحساب را تا پایان ماه تسویه کنید.
„Sie ''beglich'' auch bei allen anderen Gläubigern die Spielschulden ihres Vaters.“
«او بدهیهای قمار پدرش را نیز به تمام طلبکاران دیگر پرداخت کرد.»