begleiten
همراهی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ zu + Dativ / nach + Dativ)
همراه کسی رفتن تا او را مشایعت یا محافظت کند
- Darf ich dich nach Hause begleiten?اجازه دارم تو را تا خانه همراهی کنم؟
- Ein Leibwächter begleitete den Politiker.یک محافظ شخصی سیاستمدار را همراهی میکرد.
2
Akkusativ (+ auf/mit + Dativ)
همراهی کردن با ساز موسیقی در حین آواز خواندن
- Sie begleitete den Sänger auf dem Klavier.او خواننده را با پیانو همراهی کرد.
- Er singt und begleitet sich selbst mit der Gitarre.او میخواند و خودش با گیتار همراهی میکند.