beglotzen
زل زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با بیادبی یا تعجب و به شکلی خیره به کسی یا چیزی نگاه کردن
- Hör auf, mich so blöd zu beglotzen!دست از اینطور احمقانه زل زدن به من بردار!
- Die Leute auf der Straße beglotzten sein buntes Auto.مردم در خیابان به ماشین رنگارنگ او زل زده بودند.