begnaden

Aussprache: /bəˈɡnaːdn̩/
Wortzerlegung: be·gna·den
فعل

مشمول لطف قرار دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

مورد عفو قرار دادن، بخشیدن (قدیمی) یا استعداد ذاتی فراوان به کسی دادن

  • Gott hat sie mit einem wunderbaren Talent begnadet.خداوند او را با استعدادی فوق‌العاده مشمول لطف کرده است.
  • Der König weigerte sich, den Verräter zu begnaden.پادشاه از عفو کردن خائن امتناع ورزید.