begraben

Aussprache: /bəˈɡʁaːbn̩/
Worttrennung: be·gra·ben
فعل

دفن کردن، کنار گذاشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

جسدی را در خاک قرار دادن و دفن کردن

  • Er wurde auf dem städtischen Friedhof begraben.او در گورستان شهر دفن شد.
  • Der Hund hat seinen Knochen im Garten begraben.سگ استخوانش را در باغچه خاک کرد.
2 Akkusativ

کنار گذاشتن و فراموش کردن یک امید، آرزو یا ایده

  • Sie musste ihre Pläne für die Reise begraben.او مجبور شد برنامه‌هایش برای سفر را کنار بگذارد.
  • Diesen Traum können wir wohl für immer begraben.احتمالاً می‌توانیم این رویا را برای همیشه فراموش کنیم.