begründbar
قابل توجیه، قابل استناد
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان برای آن دلیل یا توجیه ارائه کرد؛ قابل دفاع منطقی.
- Jede Maßnahme muss begründbar sein.هر اقدامی باید قابل توجیه باشد.
- Seine Reaktion war zwar überraschend, aber letztendlich begründbar.واکنش او غافلگیرکننده بود، اما در نهایت قابل توجیه بود.
- Die Wahl des Materials ist durch die Anforderungen des Projekts begründbar.انتخاب مصالح با توجه به الزامات پروژه قابل توجیه است.