begrabbeln
لمس کردن، ور رفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا کسی را (اغلب با کنجکاوی یا ناپسند) با دست لمس کردن و مالیدن
- Bitte nicht alle Obststücke im Supermarkt begrabbeln!لطفاً تمام میوهها را در سوپرمارکت با دست لمس نکنید (ور نروید)!
- Das Kleinkind begrabbelte neugierig das neue Spielzeug.کودک خردسال با کنجکاوی به اسباببازی جدید دست میکشید.