begrabbeln

Aussprache: /bəˈɡrabəln/
Wortzerlegung: be·grab·beln
فعل

لمس کردن، ور رفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا کسی را (اغلب با کنجکاوی یا ناپسند) با دست لمس کردن و مالیدن

  • Bitte nicht alle Obststücke im Supermarkt begrabbeln!لطفاً تمام میوه‌ها را در سوپرمارکت با دست لمس نکنید (ور نروید)!
  • Das Kleinkind begrabbelte neugierig das neue Spielzeug.کودک خردسال با کنجکاوی به اسباب‌بازی جدید دست می‌کشید.