فعل
صاف کردن، مستقیم کردن (رودخانه، مسیر و غیره)
معانی و تعاریف begradigen:
- چیزی را صاف یا مستقیم کردن، به خصوص یک مسیر یا رودخانه.
- یک وضعیت یا یک اشتباه را اصلاح کردن یا درست کردن.
جملات نمونه برای begradigen:
Im Ortsinneren wurde der Bach ''begradigt.''
رودخانه در داخل شهر ''صاف شد'' (مستقیم شد).
„Sie müssen nicht viel Stoff abschneiden, nur gerade genug, um die Stoffkante zu ''begradigen.''“
"شما نیازی به بریدن پارچه زیادی ندارید، فقط به اندازهای که لبه پارچه را ''صاف کنید'' کافی است."
Man hat den Fluss begradigt, um Überschwemmungen zu vermeiden.
رودخانه را راست کردند تا از سیل جلوگیری کنند.