begradigen
مستقیم کردن، صاف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
از بین بردن پیچ و خمها و مستقیم کردن یک مسیر، جاده یا رودخانه
- Der Flussverlauf wurde im letzten Jahrhundert begradigt.مسیر رودخانه در قرن گذشته مستقیم (صاف) شد.
- Sie wollen die gefährliche Kurve begradigen.آنها میخواهند این پیچ خطرناک را صاف کنند.