behäbig
کند و سنگین، تنبل، جاگیر (برای اشیاء)
Beispiele
- Die ''behäbige'' Alte stützte sich auf ihren Gehstock und machte sich langsam von dannen.پیرزن کند و سنگین به عصایش تکیه داد و آهسته از آنجا دور شد.
- Im Flur steht ein ''behäbiger'' Wäscheschrank.در راهرو یک کمد لباس جاگیر و قدیمی قرار دارد.