behämmert
احمقانه، دیوانهوار (عامیانه)
Bedeutungen
1
به شدت احمقانه، غیرمنطقی یا دیوانهوار (کاربرد عامیانه و غیررسمی).
- Was für eine behämmerte Idee!چه ایده احمقانه ای!
- Er hat sich heute wieder total behämmert benommen.او امروز دوباره کاملاً دیوانهوار رفتار کرد.
- Diese Regel ist einfach behämmert.این قانون به سادگی احمقانه است.