behäufeln
خاک ریختن دور ساقه گیاه، پشته کردن
Beispiele
- Das ''Behäufeln'' wirkt zunächst ähnlich dem Behacken als Bodenbearbeitung, das Anziehen von Erde an die untersten Stengelteile gibt aber wohl auch Schutz gegen Kälte und Nässe und erhöht unter Umständen den Ertrag.پشته کردن" در ابتدا شبیه به کندن زمین به عنوان یک عملیات خاکورزی عمل میکند، اما ریختن خاک در قسمتهای پایینی ساقه هم محافظت در برابر سرما و رطوبت را فراهم میکند و هم در شرایطی باعث افزایش محصول میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(در کشاورزی) خاک را دور پایه گیاه جمع کردن تا از آن محافظت شود یا رشد آن تحریک شود.
- Man muss die Kartoffeln regelmäßig behäufeln, damit sie gut wachsen.باید سیبزمینیها را به طور منظم خاک پایشان ریخت تا خوب رشد کنند.
- Nach dem Pflanzen werden die jungen Setzlinge vorsichtig behäufelt.پس از کاشت، نشاهای جوان با دقت خاک پایشان ریخته میشود.