behäufeln

Aussprache: /bəˈhɔɪ̯fl̩n/
Worttrennung: be·häu·feln
فعل

خاک پای بوته ریختن، تپه کردن خاک

Beispiele

  • Das ''Behäufeln'' wirkt zunächst ähnlich dem Behacken als Bodenbearbeitung, das Anziehen von Erde an die untersten Stengelteile gibt aber wohl auch Schutz gegen Kälte und Nässe und erhöht unter Umständen den Ertrag.خاک پای بوته ریختن" شبیه به وجین کردن به عنوان کار روی خاک عمل می‌کند، اما کشیدن خاک به قسمت‌های پایینی ساقه هم احتمالاً در برابر سرما و رطوبت محافظت ایجاد می‌کند و در شرایطی ممکن است بازده را افزایش دهد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(در کشاورزی) خاک را دور پایه گیاه جمع کردن تا از آن محافظت شود یا رشد آن تحریک شود.

  • Man muss die Kartoffeln regelmäßig behäufeln, damit sie gut wachsen.باید سیب‌زمینی‌ها را به طور منظم خاک پایشان ریخت تا خوب رشد کنند.
  • Nach dem Pflanzen werden die jungen Setzlinge vorsichtig behäufelt.پس از کاشت، نشاهای جوان با دقت خاک پایشان ریخته می‌شود.