behüten

Aussprache: /bəˈhyːtn̩/
Wortzerlegung: be·hü·ten
فعل

محافظت کردن، مراقبت کردن، در امان نگه داشتن

Beispiele

  • Der Wächter ''behütet'' den Schatz, der in der Oase vergraben liegt.نگهبان از گنجی که در آن واحه دفن شده است محافظت می‌کند.
  • Ihre Freundin ''behütete'' sie vor einem großen Fehler.دوستش او را از یک اشتباه بزرگ در امان نگه داشت.
  • Sie ist, wie man so sagt, sehr ''behütet'' aufgewachsen.او، همانطور که می‌گویند، بسیار محافظت شده بزرگ شده است.
  • Wolltest du sie nicht heiraten? ''Behüte'' Gott!نمی‌خواستی با او ازدواج کنی؟ خدا نکند!

Bedeutungen

1 Akkusativ

از کسی یا چیزی محافظت کردن، مراقبت کردن تا آسیبی نبیند.

  • Die Eltern behüten ihre Kinder vor Gefahren.والدین فرزندانشان را از خطرات محافظت می‌کنند.
  • Möge Gott dich behüten!خدا نگهدارت باشد! (خدا تو را حفظ کند!)