behüten
محافظت کردن، مراقبت کردن، در امان نگه داشتن
Beispiele
- Der Wächter ''behütet'' den Schatz, der in der Oase vergraben liegt.نگهبان از گنجی که در آن واحه دفن شده است محافظت میکند.
- Ihre Freundin ''behütete'' sie vor einem großen Fehler.دوستش او را از یک اشتباه بزرگ در امان نگه داشت.
- Sie ist, wie man so sagt, sehr ''behütet'' aufgewachsen.او، همانطور که میگویند، بسیار محافظت شده بزرگ شده است.
- Wolltest du sie nicht heiraten? ''Behüte'' Gott!نمیخواستی با او ازدواج کنی؟ خدا نکند!
Bedeutungen
1
Akkusativ
از کسی یا چیزی محافظت کردن، مراقبت کردن تا آسیبی نبیند.
- Die Eltern behüten ihre Kinder vor Gefahren.والدین فرزندانشان را از خطرات محافظت میکنند.
- Möge Gott dich behüten!خدا نگهدارت باشد! (خدا تو را حفظ کند!)