فعل
(کسی را) به حرفش پایبند کردن، روی حرف کسی حساب کردن، (در سوئیس) کسی را به گفتهای متعهد کردن
معانی و تعاریف behaften:
- کسی را به چیزی متهم کردن یا مسئول چیزی دانستن، اغلب در زمینه حقوقی یا رسمی.
- (خود را) گرفتار چیزی کردن، (خود را) به چیزی آلوده کردن (معمولاً منفی).
جملات نمونه برای behaften:
„Mehr als eine Absichtserklärung ist das Schreiben aber nicht; die Stadt kann die Fifa auf nichts ''behaften.''“
«اما این نامه چیزی بیش از یک اعلامیه قصد نیست؛ شهر نمیتواند فیفا را به چیزی متعهد کند.»
Man kann ihn nicht mit dieser Schuld behaften.
نمیتوان او را مسئول این گناه دانست.
Der Richter behaftete den Angeklagten mit der Verantwortung für den Schaden.
قاضی متهم را مسئول خسارت دانست.