aufbehalten
به سر/تن داشتن کلاه، نگه داشتن، باز گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کلاه، عینک یا پوشش سر را برنداشتن و بر سر نگه داشتن
- Er hat seinen Hut beim Essen aufbehalten.او کلاهش را هنگام غذا خوردن بر سر داشت (برنداشت).
- Du kannst deine Mütze drinnen aufbehalten.میتوانی کلاهات را در داخل خانه هم به سر داشته باشی.
2
Akkusativ
اشیاء یا یادگاریهایی را برای استفادههای بعدی نزد خود نگه داشتن
- Ich habe die alten Briefe als Erinnerung aufbehalten.من نامههای قدیمی را به عنوان یادگاری نگه داشتهام.
- Du kannst das Wechselgeld als Trinkgeld aufbehalten.میتوانی بقیه پول را به عنوان انعام نگه داری.