aufbehalten

Aussprache: /ˈaʊ̯fbəˌhaltn̩/
Wortzerlegung: auf·be·hal·ten
فعل

به سر/تن داشتن کلاه، نگه داشتن، باز گذاشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

کلاه، عینک یا پوشش سر را برنداشتن و بر سر نگه داشتن

  • Er hat seinen Hut beim Essen aufbehalten.او کلاهش را هنگام غذا خوردن بر سر داشت (برنداشت).
  • Du kannst deine Mütze drinnen aufbehalten.می‌توانی کلاه‌ات را در داخل خانه هم به سر داشته باشی.
2 Akkusativ

اشیاء یا یادگاری‌هایی را برای استفاده‌های بعدی نزد خود نگه داشتن

  • Ich habe die alten Briefe als Erinnerung aufbehalten.من نامه‌های قدیمی را به عنوان یادگاری نگه داشته‌ام.
  • Du kannst das Wechselgeld als Trinkgeld aufbehalten.می‌توانی بقیه پول را به عنوان انعام نگه داری.