فعل
رفتار کردن، درمان کردن، رسیدگی کردن
معانی و تعاریف behandeln:
- درمان کردن، معالجه کردن
- رسیدگی کردن، پرداختن به، برخورد کردن با (یک موضوع، یک مشکل)
- رفتار کردن با، برخورد کردن با (کسی به روشی خاص)
جملات نمونه برای behandeln:
In unserem Geschäft werden Kunden wie Könige ''behandelt.''
در فروشگاه ما با مشتریان مثل پادشاه رفتار میشود.
Ein Arzt wird gleich kommen, um sie zu ''behandeln.''
یک پزشک به زودی میآید تا او را درمان کند.
„Am Montag wurden 303 Menschen in dänischen Krankenhäusern wegen COVID-19 ''behandelt,'' 21 mehr als am Vortag […].“
«در روز دوشنبه ۳۰۳ نفر در بیمارستانهای دانمارک به دلیل کووید-۱۹ تحت درمان بودند، ۲۱ نفر بیشتر از روز قبل...»