behauten Aussprache:/bəˈhaʊ̯tn̩/Wortzerlegung:be·hau·ten Konjugierte Form میتراشند معانی و تعاریف behauten:پوست حیوان یا میوه را جدا کردن؛ به صورت مجازی، به معنای مورد انتقاد شدید یا سرزنش قرار دادن کسی، به ویژه به دلیل اشتباهات یا ضعفهایش. جملات نمونه برای behauten:Der Jäger behautete das erlegte Wild fachmännisch, um das Fleisch zu verarbeiten.شکارچی حیوان شکار شده را به صورت حرفهای پوست کند تا گوشت را فرآوری کند.Nach dem desaströsen Wahlergebnis wurde der Parteivorsitzende von allen Seiten behautet.پس از نتیجه فاجعهبار انتخابات، رئیس حزب از همه طرف مورد انتقاد شدید قرار گرفت.