beheimaten

Aussprache: /bəˈhaɪ̯maːtn̩/
Wortzerlegung: be·hei·ma·ten
فعل

پناه دادن، جای دادن، میزبان بودن

Beispiele

  • Die verwahrloste Wohnung ''beheimatete'' allerlei Ungeziefer, wie Kakerlaken, Mäuse und Ratten.آپارتمان متروکه میزبان انواع حشرات موذی مانند سوسک، موش و رات بود.
  • Die ehemalige Industrieanlage wird in Zukunft Künstler und junge Unternehmer ''beheimaten.مجتمع صنعتی سابق در آینده میزبان هنرمندان و کارآفرینان جوان خواهد بود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به عنوان زیستگاه یا محل زندگی برای کسی یا چیزی عمل کردن، پناه دادن، جای دادن.

  • Der Wald beheimatet viele seltene Tierarten.این جنگل زیستگاه بسیاری از گونه‌های نادر حیوانی است.
  • Das Museum beheimatet eine beeindruckende Sammlung alter Kunstwerke.این موزه مجموعه‌ای چشمگیر از آثار هنری قدیمی را در خود جای داده است.