beheizt
گرم شده، حرارتدیده
Beispiele
- In den fast vier Wochen in der Arktis habe ich manchmal sehnsüchtig an ''beheizte'' Räume gedacht.در تقریباً چهار هفتهای که در قطب شمال بودم، گاهی اوقات با حسرت به اتاقهای گرم شده فکر میکردم.
گرم شده، حرارتدیده