behelfsmäßig

Aussprache: /bəˈhɛlfsˌmɛːsɪç/
Worttrennung: be·helfs·mä·ßig
صفت

اضطراری، موقتی، سرهم‌بندی شده

Bedeutungen

1

چیزی که به صورت موقت، با استفاده از وسایل موجود و به طور غیررسمی برای رفع یک نیاز فوری ساخته یا استفاده می‌شود؛ اضطراری.

  • Sie reparierten das kaputte Fenster mit behelfsmäßigen Mitteln.آنها پنجره شکسته را با وسایل موقتی تعمیر کردند.
  • Wegen des Sturms mussten wir eine behelfsmäßige Unterkunft finden.به دلیل طوفان مجبور شدیم یک سرپناه اضطراری پیدا کنیم.
  • Der provisorische Damm war nur eine behelfsmäßige Lösung.سد موقت فقط یک راه حل سرهم‌بندی شده بود.