behelfsmäßig
اضطراری، موقتی، سرهمبندی شده
Bedeutungen
1
چیزی که به صورت موقت، با استفاده از وسایل موجود و به طور غیررسمی برای رفع یک نیاز فوری ساخته یا استفاده میشود؛ اضطراری.
- Sie reparierten das kaputte Fenster mit behelfsmäßigen Mitteln.آنها پنجره شکسته را با وسایل موقتی تعمیر کردند.
- Wegen des Sturms mussten wir eine behelfsmäßige Unterkunft finden.به دلیل طوفان مجبور شدیم یک سرپناه اضطراری پیدا کنیم.
- Der provisorische Damm war nur eine behelfsmäßige Lösung.سد موقت فقط یک راه حل سرهمبندی شده بود.