فعل
مزاحم شدن، اذیت کردن
معانی و تعاریف behelligen:
- کسی را با درخواستها یا حضور خود آزار دادن، مزاحم شدن.
جملات نمونه برای behelligen:
Dieser Fan soll ihn nicht länger mit seinen Autogrammwünschen ''behelligen.''
این طرفدار نباید بیش از این با درخواستهای امضایش برای او مزاحمت ایجاد کند.
Kaum ging ich außer Haus, bin ich ''behelligt'' worden.
به محض اینکه از خانه بیرون رفتم، مزاحمم شدند.
Entschuldigen Sie, dass ich Sie mit meiner Frage behellige.
ببخشید که با سوالم مزاحم شما میشوم.