behalten
نگهداشتن، حفظ کردن، به خاطر سپردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را نزد خود نگه داشتن، مالکیت یا تصاحب چیزی را ادامه دادن
- Du kannst das Buch behalten, ich brauche es nicht mehr.میتوانی کتاب را نگه داری، من دیگر به آن نیازی ندارم.
- Er hat seinen alten Wagen trotz der Reparaturkosten behalten.او ماشین قدیمیاش را با وجود هزینههای تعمیر نگه داشت.
2
Akkusativ / sich (Dat) + Akkusativ
به خاطر سپردن، در یاد و ذهن نگه داشتن
- Ich kann mir Namen nur sehr schlecht behalten.من اسامی را خیلی بد به خاطر میسپارم.
- Behalte diese wichtige Regel gut im Gedächtnis!این قانون مهم را خوب در ذهنت نگه دار!
3
Akkusativ
حفظ کردن یک حالت یا وضعیت (آرامش، حق، کنترل)
- In einer Notsituation muss man die Ruhe behalten.در وضعیت اضطراری باید آرامش را حفظ کرد.
- Am Ende behielt er doch Recht.در نهایت حق با او بود (او حقانیت خود را حفظ کرد).