vorbehalten
محفوظ داشتن، اختصاص دادن، منحصر کردن
Bedeutungen
1
sich (Dat) + Akkusativ
حقی را برای خود یا دیگری محفوظ داشتن؛ نگه داشتن چیزی برای استفاده یا دسترسی بعدی.
- Ich behalte mir das Recht vor, diese Entscheidung zu ändern.من حق تغییر این تصمیم را برای خود محفوظ میدارم.
- Er behielt sich einen Teil des Gewinns für sich.او بخشی از سود را برای خودش نگه داشت.
2
Dativ + vorbehalten sein
مختص به کسی یا چیزی بودن؛ منحصر به گروهی خاص بودن (معمولاً در ساختار مجهول یا صفت مفعولی).
- Diese Plätze sind nur für Mitglieder vorbehalten.این صندلیها فقط برای اعضا رزرو شده است.
- Die beste Behandlung ist den Ärzten vorbehalten.بهترین درمان مخصوص پزشکان است.