فعل
مانع شدن، مختل کردن
معانی و تعاریف behindern:
- جلوی پیشرفت یا انجام کاری را گرفتن، یا کسی را در انجام کاری محدود کردن.
- باعث ایجاد ناتوانی جسمی یا ذهنی در کسی شدن.
جملات نمونه برای behindern:
Das Unfallfahrzeug blockiert die Straße und ''behindert'' den Verkehr.
خودروی تصادفی جاده را مسدود کرده و ترافیک را «مختل میکند».
Der Schlauchrock ''behinderte'' sie beim Gehen.
دامن تنگ او را هنگام راه رفتن «محدود میکرد».
Auf unserer Fahrt durch Afghanistan wurden wir ständig von Sicherheitskräften ''behindert.''
در سفرمان از افغانستان، دائماً توسط نیروهای امنیتی «متوقف میشدیم».