behorchen

Aussprache: /bəˈhɔrçn̩/
Wortzerlegung: be·hor·chen
فعل

شنود کردن (به طور مخفیانه)، سمع کردن (پزشکی)

Beispiele

  • Am Bord des Schiffes hatten zwei Männer den Plan gefasst zu entfliehen, doch sie wurden ''behorcht,'' woraufhin der Kapitän sie in Ketten legen ließ.در کشتی دو مرد نقشه فرار را کشیدند، اما شنود شدند، پس از آن کاپیتان آنها را به زنجیر کشید.
  • Wenn der Erkältete abgehustet hat, muss man in jedem Falle die Lungenflügel einzeln ''behorchen.وقتی فرد سرماخورده سرفه کرد، در هر صورت باید ریه‌های او را به صورت جداگانه سمع کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پنهانی به صحبت‌های کسی گوش دادن، استراق سمع کردن

  • Er behorchte das Gespräch seiner Nachbarn.او به مکالمه همسایگانش استراق سمع کرد.
  • Die Geheimdienste behorchen oft Telefonate.سرویس‌های اطلاعاتی اغلب مکالمات تلفنی را استراق سمع می‌کنند.