فعل
کلاهبرداری کردن، سر کسی کلاه گذاشتن (محاوره)
معانی و تعاریف behumsen:
- (عامیانه) کسی را گول زدن، فریب دادن یا کلاهبرداری کردن، معمولاً برای به دست آوردن پول یا منفعت.
جملات نمونه برای behumsen:
Aber sie waren schlauer als er und ''behumsten'' ihn gehörig.
اما آنها از او زرنگتر بودند و حسابی سرش کلاه گذاشتند.
Er hat versucht, mich um mein Geld zu behumsen.
او سعی کرد مرا برای پولم گول بزند (کلاهبرداری کند).
Lass dich nicht von diesem Verkäufer behumsen!
نگذار این فروشنده سرت کلاه بگذارد!