bei jemandem auf den Busch klopfen
کسب اطلاع کردن از کسی، با احتیاط از کسی پرسیدن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای پرسیدن سوالات غیرمستقیم از یک فرد خاص برای به دست آوردن اطلاعات یا فهمیدن نظر او در مورد موضوعی است، بدون اینکه به طور مستقیم و صریح موضوع را مطرح کند.
- Ich muss bei meinem Chef mal auf den Busch klopfen, ob er mit meiner Arbeit zufrieden ist.باید به طور غیرمستقیم از رئیسم بپرسم که آیا از کار من راضی است یا نه.
- Bevor du ihm das Angebot machst, klopfe bei ihm auf den Busch, ob er überhaupt Zeit hat.قبل از اینکه به او پیشنهاد بدهی، به طور غیرمستقیم از او بپرس که آیا اصلاً وقت دارد یا نه.
- Sie klopfte bei ihrer Freundin vorsichtig auf den Busch, um herauszufinden, warum sie so traurig war.او به طور احتیاطی از دوستش پرس و جو کرد تا بفهمد چرا اینقدر غمگین بود.