beißwütig
دندانقروچهکننده، خشمگین (کنایه از تمایل به گاز گرفتن)
Bedeutungen
1
به شدت خشمگین و پرخاشگر، به طوری که تمایل به گاز گرفتن یا حمله فیزیکی دارد. این اصطلاح معمولاً برای حیوانات وحشی یا در حالت استعاری برای انسانهای بسیار عصبانی به کار میرود.
- Der verletzte Hund war aggressiv und bisswütig.سگ زخمی پرخاشگر و در آستانه گاز گرفتن بود.
- Nach dem Verrat war er voller Hass und schien fast bisswütig.پس از خیانت، او سرشار از نفرت بود و تقریباً در آستانه حمله به نظر میرسید.
- Die Nachricht von der Katastrophe machte die Menschen wütend und fast bisswütig.خبر فاجعه مردم را عصبانی و تقریباً در آستانه خشونت قرار داد.