beibehalten
حفظ کردن، ادامه دادن، تغییر ندادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
روش، عادت، سنت، نام یا برنامهای را ادامه دادن و تغییر ندادن
- Wir sollten unsere bewährten Traditionen beibehalten.ما باید سنتهای ارزشمندمان را حفظ کنیم.
- Sie hat ihren Nachnamen nach der Hochzeit beibehalten.او نام خانوادگیاش را پس از ازدواج حفظ کرد (تغییر نداد).
2
Akkusativ
عقیده یا موضعی را با وجود انتقادات ادامه دادن و حفظ نمودن
- Trotz der Gegenargumente behielt er seine Meinung bei.با وجود استدلالهای مخالف، او موضع و نظرش را حفظ کرد.
- Die Firma wird ihre bisherige Strategie beibehalten.شرکت استراتژی فعلی خود را حفظ خواهد کرد.