فعل
ارائه دادن (مدرک)، وارد کردن (ضربه یا آسیب)، یاد دادن
معانی و تعاریف beibringen:
- به کسی چیزی را آموزش دادن، یاد دادن، آموختن (مهارت یا دانش).
- وارد کردن، تحمیل کردن (معمولاً زخم، آسیب، ضرر).
جملات نمونه برای beibringen:
Zum Glück konnte ich Zeugen für den Unfall ''beibringen.''
خوشبختانه توانستم برای تصادف شاهد ارائه دهم.
Wer am Tag der Prüfung krank ist, muss ein Attest ''beibringen.''
کسی که در روز امتحان بیمار است، باید گواهی پزشکی ارائه دهد.
Der Boxer hat seinem Gegner eine schwere Platzwunde über dem Auge ''beigebracht.''
بوکسور یک زخم عمیق بالای چشم حریفش ایجاد کرد.