فعل
اعتراف کردن (گناهان)، بازگو کردن خطاها
معانی و تعاریف beichten:
- اعتراف کردن، اقرار کردن (به گناه، راز یا اشتباه)
جملات نمونه برای beichten:
Das letzte Mal habe ich vor zwei Monaten ''gebeichtet.''
آخرین باری که اعتراف کردم دو ماه پیش بود.
„Ich muss dir was ''beichten:'' Ich war der Verursacher des Autounfalls!“
«باید چیزی را به تو اعتراف کنم: من عامل تصادف رانندگی بودم!»
Er beichtete seine Sünden dem Priester.
او گناهانش را به کشیش اعتراف کرد.