beide Hände voll zu tun haben
سخت مشغول بودن، سرش خیلی شلوغ بودن
Bedeutungen
1
بسیار مشغول بودن، وقت کافی نداشتن به دلیل حجم زیاد کار یا فعالیت. کنایه از داشتن کارهای فراوان که تمام توجه و انرژی فرد را به خود جلب میکند.
- Ich kann dir heute nicht helfen, ich habe beide Hände voll zu tun.امروز نمیتوانم به تو کمک کنم، من خیلی سرم شلوغ است.
- Mit drei kleinen Kindern und einem Vollzeitjob hat sie wirklich beide Hände voll zu tun.او با داشتن سه فرزند کوچک و شغل تمام وقت، واقعاً سرش خیلی شلوغ است.
- Der Arzt hatte in der Notaufnahme beide Hände voll zu tun.پزشک در بخش اورژانس بسیار مشغول بود.