beifällig

Aussprache: /ˈbaɪ̯fɛlɪç/
Worttrennung: bei·fäl·lig
صفت

با تحسین، با تایید

Bedeutungen

1

نشان‌دهنده تحسین، رضایت یا تأیید؛ اغلب با لبخند، سر تکان دادن یا کلمات کوتاه ابراز می‌شود.

  • Das Publikum reagierte mit beifälligem Klatschen auf die Darbietung.تماشاگران با تشویق‌های همراه با تأیید به اجرا واکنش نشان دادند.
  • Er gab einen beifälligen Blick in Richtung des Sprechers.او نگاهی تأییدآمیز به سمت سخنران انداخت.
  • Ihre beifällige Bemerkung ermutigte ihn sehr.اظهار نظر تأییدآمیز او او را بسیار تشویق کرد.