beifällig
با تحسین، با تایید
Bedeutungen
1
نشاندهنده تحسین، رضایت یا تأیید؛ اغلب با لبخند، سر تکان دادن یا کلمات کوتاه ابراز میشود.
- Das Publikum reagierte mit beifälligem Klatschen auf die Darbietung.تماشاگران با تشویقهای همراه با تأیید به اجرا واکنش نشان دادند.
- Er gab einen beifälligen Blick in Richtung des Sprechers.او نگاهی تأییدآمیز به سمت سخنران انداخت.
- Ihre beifällige Bemerkung ermutigte ihn sehr.اظهار نظر تأییدآمیز او او را بسیار تشویق کرد.