فعل
اضافه کردن، ضمیمه کردن؛ تسلیم شدن، کنار آمدن
معانی و تعاریف beigeben:
- چیزی را به عنوان ضمیمه یا همراه با چیز دیگری (معمولاً بسته، نامه، غذا) قرار دادن یا اضافه کردن.
جملات نمونه برای beigeben:
''Gib'' noch etwas mehr Nelkenpulver ''bei''!
کمی پودر میخک بیشتر اضافه کن!
Während des Besuchs wurden jedem Kardinal zwei Diener ''beigegeben''.
در طول بازدید، به هر کاردینال دو خدمتکار اختصاص داده شد.
Es war schon so spät, und ich hatte keine Energie mehr, da habe ich dann einfach klein ''beigegeben''.
خیلی دیر شده بود و من دیگر انرژی نداشتم، بنابراین تسلیم شدم.