beigeben
ضمیمه کردن؛ کوتاه آمدن، تسلیم شدن
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
چیزی را به عنوان ضمیمه همراه با مرسوله یا نامه قرار دادن
- Dem Paket wurde ein kleines Geschenk beigegeben.هدایهای کوچک ضمیمه بسته شد.
- Vergessen Sie nicht, die Anleitung beizugeben.فراموش نکنید راهنما را همراهش بگذارید.
2
klein + beigeben
کوتاه آمدن و تسلیم شدن در بحث (klein beigeben)
- Nach langem Streit musste er schließlich klein beigeben.پس از مشاجرهای طولانی، او بالاخره تسلیم شد (کوتاه آمد).
- Er gibt nie so leicht klein bei.او هرگز به این راحتی کوتاه نمیآید.