beigeben

Aussprache: /ˈbaɪ̯ˌɡeːbn̩/
Wortzerlegung: bei·ge·ben
فعل

ضمیمه کردن؛ کوتاه آمدن، تسلیم شدن

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ

چیزی را به عنوان ضمیمه همراه با مرسوله یا نامه قرار دادن

  • Dem Paket wurde ein kleines Geschenk beigegeben.هدایه‌ای کوچک ضمیمه بسته شد.
  • Vergessen Sie nicht, die Anleitung beizugeben.فراموش نکنید راهنما را همراهش بگذارید.
2 klein + beigeben

کوتاه آمدن و تسلیم شدن در بحث (klein beigeben)

  • Nach langem Streit musste er schließlich klein beigeben.پس از مشاجره‌ای طولانی، او بالاخره تسلیم شد (کوتاه آمد).
  • Er gibt nie so leicht klein bei.او هرگز به این راحتی کوتاه نمی‌آید.