beikommen
غلبه کردن، مهار کردن
Bedeutungen
1
Dativ
توانستن بر یک مشکل، شخص دشوار یا وضعیت سرکش غلبه کردن و آن را تحت کنترل درآوردن
- Diesem Problem ist nur schwer beizukommen.غلبه بر این مشکل بسیار کار سختی است.
- Ihm ist mit logischen Argumenten nicht beizukommen.نمیتوان با دلایل منطقی حریف او شد.