beihalten
همراهی/حمایت کردن، نگه داشتن در کنار
Bedeutungen
1
Dativ / Akkusativ
از کسی طرفداری یا حمایت کردن، یا چیزی را در کنار خود در دسترس نگه داشتن
- Sie hielt ihm in allen schwierigen Situationen bei.او در تمامی موقعیتهای سخت از او حمایت کرد.
- Er hielt die Hand am Steuer bei.او دستش را روی فرمان نگه داشت.