beiholen

Aussprache: /ˈbaɪ̯ˌhoːlən/
Wortzerlegung: bei·ho·len
فعل

نزدیک کشیدن (طناب/بادبان)، فراهم کردن (کمک/نیرو)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) beiholen

طناب، طناب بادبان یا لوازمی را در قایق‌رانی به سمت خود کشیدن و نزدیک ساختن

  • Er holte das Seil bei.او طناب را نزدیک آورد.
  • Die Matrosen mussten die Segel beiholen.ملوانان مجبور بودند بادبان‌ها را جمع کنند (نزدیک بیاورند).
2 etwas (Akkusativ) beiholen

کمک، نیروی پشتیبانی یا وسایل اضافه را سریعاً آوردن و فراهم ساختن

  • Wir müssen schnell Hilfe beiholen.ما باید سریعاً کمک بیاوریم.
  • Er versuchte, Verstärkung beizuholen.او سعی کرد نیروی کمکی بیاورد.