beiholen
نزدیک کشیدن (طناب/بادبان)، فراهم کردن (کمک/نیرو)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) beiholen
طناب، طناب بادبان یا لوازمی را در قایقرانی به سمت خود کشیدن و نزدیک ساختن
- Er holte das Seil bei.او طناب را نزدیک آورد.
- Die Matrosen mussten die Segel beiholen.ملوانان مجبور بودند بادبانها را جمع کنند (نزدیک بیاورند).
2
etwas (Akkusativ) beiholen
کمک، نیروی پشتیبانی یا وسایل اضافه را سریعاً آوردن و فراهم ساختن
- Wir müssen schnell Hilfe beiholen.ما باید سریعاً کمک بیاوریم.
- Er versuchte, Verstärkung beizuholen.او سعی کرد نیروی کمکی بیاورد.