beim Kranich zu Gast sein

Aussprache: /baɪ̯m ˈkraːnɪç tsuː ˈɡast zaɪ̯n/
Worttrennung: beim ·Kra·nich ·zu ·Gast ·sein
اصطلاح

مهمان لک‌لک بودن (کنایه از: غذای بسیار کم یا هیچ غذایی دریافت نکردن)

Bedeutungen

1

کنایه از دریافت مقدار بسیار ناچیز غذا یا نوشیدنی در یک مهمانی یا مراسم؛ یا در کل، دریافت کمترین بهره و منفعت از موقعیتی.

  • Wir waren auf der Hochzeit eingeladen, aber es gab nur ein paar Kekse. Wir waren nur beim Kranich zu Gast.ما به عروسی دعوت بودیم، اما فقط چند بیسکویت وجود داشت. ما مهمان لک‌لک بودیم (غذای بسیار کمی دریافت کردیم).
  • Er hat viel gearbeitet, aber am Ende war er nur beim Kranich zu Gast.او خیلی کار کرد، اما در نهایت بهره کمی برد.
  • Die Portionen waren so klein, da war man ja nur beim Kranich zu Gast.قسمت‌ها آنقدر کوچک بود که انگار فقط مهمان لک‌لک بودیم (غذای بسیار کمی دریافت می‌کردیم).