beineln

Aussprache: /ˈbaɪ̯nl̩n/
Wortzerlegung: bei·neln
فعل

با گام‌های کوتاه و تند راه رفتن، ریزه‌خیز رفتن

Beispiele

  • Eifrig ''beineln'' zwei handteller-grosse Schildkrötlein durch die Galapagos-Anlage.دو لاک‌پشت کوچک به اندازه کف دست با هیجان در محوطه گالاپاگوس ریزه‌خیز می‌روند.

Bedeutungen

1 intransitiv

با قدم‌های کوتاه و سریع راه رفتن، معمولاً به صورت تند و چابک (اغلب برای کودکان یا حیوانات کوچک).

  • Das kleine Kind beinelte schnell über den Hof.کودک کوچک به سرعت از حیاط گذشت.
  • Der Dackel beinelte eifrig hinter seinem Herrchen her.سگ داشهوند با اشتیاق پشت صاحبش تند تند راه می‌رفت.